مطالعات تاريخي نشان ميدهد كه چپشپيش برجسته ترين شاه اين سرزمين پيش از كوروش بوده است و سياستهاي او بوده كه زمينه را براي پادشاهي بزرگ پارس فراهم ساخت.
چيشپيش (در يوناني: تيسپيس) شاه انشان بود، سرزميني در شمال غربي شوش، بر رودخانه كرخه كه به عقيده پروفسور پيربريان، در حدود 635 تا 610 ق.م و به عقيده زندهياد رمان گيرشمن، درحدود 675 تا 640 ق.م حكومت ميكرد.
بنابر منابع، او جد كوروش بزرگ و داريوش بزرگ، پدر كوروش اول و اريارمنه و پسر هخامنش است كه صورت اصلي نام وي در فارسي باستان «چيشپي» است و شناسه Š پاياني آن به دليل قرار گرفتن در حالت فاعلي / نهادي است. چون در زبان فارسي باستان اسمها نيز صرف ميشدهاند. اين نام احتمالا ايراني است اما ريشه آن شناخته نيست. در كتيبههاي هخامنشي به زبان فارسي باستان دوبار نام چيشپيش ذكر شده است. يكي در كتيبه بيستون، آن جا كه داريوش نسبنامه خود را ذكر ميكند و ميگويد: «پدرم ويشتاسپ، پدر ويشتاسپ، اَرشامَه، پدر ارشامه، اَريارَمنَه، پدر اريارمنه، چيشپيش، پدر چيشپيش، هخامنش.» و ديگر در لوح زرين اريارمنه در همدان: «اريارمنه شاه بزرگ است، شاه شاهان، شاه در پارس، پسر چيشپيش شاه، نوه هخامنش.» گرچه برخي دانشمندان اين لوح را جعلي و متعلق به دورهاي متاخرتر ذكر كردهاند.
كوروش و داريوش هر دو چيشپيش را نياي مشترك خود معرفي ميكنند. به عقيده بسياري از دانشمندان، چيشپيش، از طايفه پاسارگادي پارسيان، قلمرو خود را ميان دو پسرش، كوروش (اول) و اريارمنه تقسيم كرده و «پارسوماش» را (با مركزيت پاسارگاد) به كوروش، و «انشان» را به اريارمنه داده بود.
احتمالا قبايل پارسي ديگري هم بودند كه همگي آنها بعدها زير پرچم فرمانروايي كوروش كبير از قبيله پاسارگاد و رئيس طايفه هخامنشي متحد شدند.
شاخه اول با كمبوجيه و برديا فرو ميميرد و شاخه دوم همان است كه داريوش به آن تعلق دارد. اما به عقيده برخي از دانشمندان، همچون پرفسور بريان، فرضيه دو قلمرو و پادشاهي پارسي پايه و اساس ندارد و اين تنها داستاني ساخته و پرداخته داريوش براي توجيه اعمالش و معرفي پادشاهي به عنوان حق خانوادگي خود است.
در زمان به حكومت رسيدن داريوش، در 522 ق.م، پدر و پدربزرگش، ويشتاسپ و ارشامه زنده بودند و هيچ كدام عنوان شاه نداشتند.
اگر واقعا چيشپيش نامي در تبارنامه داريوش بوده، كسي بوده كه با جد كوروش بزرگ همنام بوده است. هيچ متني ثابت نميكند كه داريوش به شاخهاي كناري تعلق داشته باشد.
جد كوروش بزرگ، چيشپيش، گرچه شاه قلمرو كوچكي بود اما سياستهاي او زمينه را براي پادشاهي بزرگ هخامنشي فراهم ساخت.
در زمان چيشپيش كه هم عصر فروَرتيش شاه مادي بود، پارس تحت سلطه ماد درآمد. جنگي ميان ماد و آشور در گرفت كه به شكست ماد انجاميد. اين امر موجب شد چيشپيش احتمالا در زمان كياكزار مادي (هووَخشَتْرَه) از تابعيت مادها آزاد شود.
با حمله پيروزمندانه آشوريانيپال به شوش در 646 ق.م، پادشاهي ايلام نيز موقتا از ميان رفت. شايد در همين اوضاع و احوال، چيشپيش براي اولين بار عنوان «شاه بزرگ در انشان» را به خود اختصاص داد و توانست تمام سرزميني را كه بعدها نام پارس به خود گرفت، واقع در جنوب غربي سرزمين پاسارگادها، به حكومت خود منضم سازد و در مقام جانشين شاهان ايلامي بر تخت بنشيند. از آن پس، اقتدار چيشپيش بر شرق و شمال شرقي منطقه آشور _ بابل و بر فلات ايران گسترش يافت.
وي كه با سياستي ماهرانه موفق شده بود قلمرو خود را وسعت ببخشد، براي استحكام بخشيدن به قدرتش لازم بود از ايجاد نگراني در قدرتهاي همسايه بپرهيزد. از اين رو، از دخالت در جنگ ميان دولتهاي بزرگ از جمله ايلام خودداري كرد و به اين ترتيب، شاهنشاهي پارس وضع استوارتري يافت.
برخي دانشمندان به واسطه لوح زرين اريارمنه كه به خط ميخي است، اختراع خط ميخي را براي تحرير زبان فارسي باستان به دوره چيشپيش نسبت ميدهند.