گمان می کنم نخست بهتر خواهد بود که با انگیزه نگارش این جستار آغاز کنیم. نوشتار شما با مطرح شدن پرسش آقای حسن فاطمی از موبدیار کوروش نیکنام آغاز گردید. مثلی هست که می گویند اگر آجر اول را کج گذاشتی، دیوار تا عرش هم کج بالا می رود... موبدیار کوروش نیکنام مرجع پاسخگویی رسمی به پرسشهای دینی نبوده و نیستند و اساسا" هیچ نهاد حقیقی و حقوقی در جامعه زرتشتیان ایران و هند اعم از انجمن زرتشتیان و یا انجمن موبدان چنین مسئولیتی را به ایشان تنفیذ نکرده است. این سخن درباره خانم پروین میستری و آقای علی اکبر جعفری نیز مصداق تمام و کمال دارد. تنها مرجع رسمی پاسخگویی به پرسشهای دینی و مذهبی پیرامون دین و مذهب زرتشتی،انجمن موبدان ایران و انجمن موبدان هند و پاکستان است[آنهم کلیت انجمن نه هموندی به تنهایی]. از همین روست که پاسخ های مطرح شده در تارنمای شخصی موبدیار کوروش نیکنام صرفا" تشریح نظرات شخصی و دیدگاه فردی ایشان است و نه نظر مرجع رسمی[=انجمن موبدان] پاسخگویی به پرسشهای دینی و مذهبی؛که البته از نظر اخلاقی انتظار می رفت ایشان برای آگاهی عموم این مسئله را در تارنمای خویش منعکس کنند...
به من حق بدهید که در صداقت چنین افرادی شک کنم، زیرا با کمال احترام کردار اینان تاکنون بیشتر تقیه بوده است تا صداقت. خدای من شاهد است که قصد بی حرمتی به هیچ کسی را ندارم اما در این سالها به کرات چه در داخل و چه در خارج کشور شاهد این گونه نمایش های تکراری و ملال آور بوده ام. نمایش هایی که عمدتا" کارگردان آن جریانات تمامیت خواه و بنیادگرای اسلامی و مسیحی و جدیدا" بهایی هستند. از این رو در کمال احترام رغبتی به گفتگو با این افراد در خود نمی بینم زیرا نتیجه نهایی آن را بجای سازنده بودن،تخریب کننده می بینم...
شریعت[یا احکام ثانویه] یک دین که در اصطلاح الاهیات به آن «مذهب» می گویند؛ مجموعه آداب و سکنات و رسومی است که رفتار بیرونی پیروان یک دین را نشان میدهد. شریعت در گذر زمان، در طلب شناخت و رسیدن به حقیقت[=اهورامزدا] و با تکیه بر تفسیر طریقت[احکام اولیه]، توسط پیشوایان یک دین شکل می گیرد.
مخلص کلام، حجم مکتوبات دین زرتشتی در قالب احکام اولیه و ثانویه[نسک گاهانی،اوستایی و پهلوی] رقم سنگینی است که خود نگارنده به تنهایی یک کتابخانه کامل 5طبقه را بدان اختصاص داده ام. البته در اینکه موبدیار کوروش نیکنام و یار صمیمی و خدابیامرزشان«خداداد خنجری» وقعی به شریعت و سنتهای زرتشتی نمی گذاشته و نمی گذارند سخن پوشیده و تازه ای نیست.تعجب من از آن سبب است که چگونه فردی می تواند هم منکر شریعت باشد و هم لباس شریعت[جامه موبدی] را بر تن کند؟؟
که خواندن آن را به همه کسانی که سابقه ای در مطالعات دین و فرهنگ زرتشتی ندارند اما در جستجوی پاسخی صریح و کوتاه درباب جایگاه شریعت و سنت در دین زرتشتی هستند،توصیه می کنم. نکته جالب این مصاحبه پرسشی است از دستور دکتر خورشیدیان پیرامون اینکه چرا باید از سنتهایمان پاسداری کنیم؟ ایشان در جواب پاسخ دادند:«حقیقت دین زرتشتی در گاتها که سرودهی اشوزرتشت است نمود یافتهاست.در گاتها، اشوزرتشت شیوه ی انسانی زیستن را میآموزد.با گاتها انسانی زیستن را می آموزیم اما برای این که انسانی زرتشتی باشیم و زرتشتی زندگی کنیم، سنتها پدید آمدند که همان آیینها هستند.آیینهای زرتشتی، آداب، سنن و قوانین زرتشتی زیستن را میآموزند و همان طریقت و شریعت زرتشتی زیستن هستند.»
آشنای اینجانب با دکتر علی اکبر جعفری به 17 سال قبل باز می گردد. زمانی که در دوره دبیرستان برای نخستین بار کتاب ارزشمند«پیام زرتشت» بقلم ایشان را مطالعه کردم.در 5سال اخیر فرصتی پیش آمد تا نوشتارهای استاد را در ماهنامه های وزین هوخت،نشریه انجمن فرهنگ ایران باستان و فروهر سالهای 30و40و50 خورشیدی از نظر بگذرانم و صد البته گفتگوهای تلفنی و یک بار افتخار هم سخن شدن حضوری... شاید بزرگترین وجه شهرت استاد این است که ایشان شاگرد شمس العلما دستور دکتر مانک جی نوشیروان جی دهالا بوده اند.دکتر جعفری در عین آنکه سالیان دراز در کراچی پاکستان افتخار شاگردی دستور دهالا داشته،مدتی نیز زیر نظر علمای بزرگ اسلامی در عربستان سعودی به فراگیری علوم اسلامی پرداخته است.مخلص کلام آنکه دکتر علی اکبر جعفری فولادی را می ماند که در کوره روزگار و بدست استادکاران ماهر آبدیده شده است.
مخلص کلام آنکه دو طرف این معرکه در زمره خادمان جماعت هستند و نه خائنان؛ اما این بدان معنی نیست که هر دو طرف تهی از عیب و نقص باشند.دو سال پیش کتابی از دکتر جعفری بدستم رسید تحت عنوان «دین بهی زرتشتی و زرتشتیگری» کتاب فوق در کالیفرنیا منتشر شده بود.در این کتاب با رویه ای متفاوت از کتب و نوشتارهای استاد مواجه شدم و آن تخطئه شریعت زرتشتی و تازش های مداوم به سنت های مذهبی بود. بواقع محتوای این کتاب تشویق به تحریف اصالت و کلیت دین را ترویج می کرد.در ابتدا بسیار تعجب کردم زیرا اگر نام دکتر علی اکبر جعفری بر روی جلد آن نبود هیچگاه باور نمی کردم که این کتاب منسوب به ایشان است.نخست اصالت کتاب و منسوب بودن آن به خود دکتر جعفری را تلفنی از ایشان جویا شدم و زمانی به تعجم افزوده شد که پاسخ مثبت شنیدم !! پس از عمری کوشش و تلاش بی شائبه و خلق آثار ارزشمندی چون ستوت یسن،پیام زرتشت،هفت هات و... این کتابچه آخر از نگاه من آتشی در خرمن زندگی علمی استاد شد... و شاید هم همین کتابچه سبب تحریک پروین میستری شده باشد...!؟
متأسفانه خانم پروین میستری بدون کوچکترین آشنایی با علوم دینی و دانش اوستا شناسی اقدام به نگارش نوشتاری[بهتر بگوییم فحش نامه] بر علیه دکتر علی اکبر جعفری کرده اند.تعجب من از آن است که شما[=یاغش کاظمی] از ایشان با صفت «بانوی ِ دانشمند ِ پارسی» نام برده اید.شاید درست تر بود که می نوشتید یکی از بانوان فعال پارسی و از کوشندگان انجمن های پارسیان بمبئی.واژه بانوی دانشمند پارسی بیشتر شایسته فردی فرهیخته چون خانم دکتر«هما مُدی» دختر دانشمند فقید پارسی،شمس العلما دستور دکتر جیوانجی جمشیدجی مُدی است.
[از قدیمی ترین بخش آن یعنی گاهان تا جدیدترین بخش آن یعنی اوستای تندرستی در خرده اوستا] پس بطور حتم اشو زرتشت دو هزار سال زنده نبوده است که تمام این نسک را پدید آورد... خود من زمانی که بر روی متن فرگرد هشتم وندیداد برای ترجمه واژه به واژه آن کار می کردم متوجه شدم که بندهای این فرگرد دستکم 7 نویسنده مختلف داشته است.