1): آیا پذیرش یک غیر زرتشتی زاده به دین زرتشتی منع دینی دارد؟
منع دینی ندارد، اما پاسخ به این پرسش در شرایط کنونی کشور ایران بسیار مشکل است،شاید اگر بگویم بزرگترین هدف ما در حال حاضر حفظ همین اقلیت باقی مانده زرتشتی و آموزش دینی ایشان است به بی راهه نرفته ام...
توجه بفرمائید که ما مجبوریم در هر کجای دنیا که باشیم بعنوان یک شهروند تابع قوانین آن سرزمین باشیم،بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران،ما اقلیت های دینی به رسمیت شناخته شده،حق هیچ گونه تبلیغ دینی را نداشته و تاکید می شود که جق نداریم به مکانهای دینی و مذهبی خودمان موارد جدیدی را بیفزاییم.بلطبع از نگاه حکومت، نمی توانیم(یا اصولا" حق نداریم) کسانی را که شهروند این کشور و این قانون اساسی محسوب می شوند را به دین خود بپذیریم...
2): بنوعی در اذهان محافل فکری جهانی، القا شده که شرط زرتشتی بودن یا زرتشتی شدن ایرانی یا آریایی بودن است؟
ما بنی اسرائیل نیستیم آقا، و کیش ما یهودی نیست و خدای ما قوم برگزیده ندارد(خدای ما خداوند پاکی و روشنایی است)، دین و جهانبینی اشو زرتشت،نژادی نیست و آنان که از راه نادانی احساسات نژادی یا رسوم قومی را در آن جستجو می کنند،در پایان بازندگان حقیقی خواهند بود.این دستور روشن دین است که همه موبدان باید بکوشند تا این دین در میان بخردان جهان گسترش یابد، در جای جای اوستا و متون پهلوی و اندرزنامه های باقی مانده از موبدان گذشته این نکته مشاهده می شود،که گوهره فکری این اندیشه(گاتها) را می بایست در جهان گستراند...
از دیدگاه اشو زرتشت ، دین یک امر درونی است،نه وسیله ای برای تظاهر و یا ارضای امیال و احساست زود گذر ظاهری،در هیچ کجای گاتها ندیدم که بگوید تنها راه رفتن به بهشت این است که کسی زرتشتی شود یا از تخمه آریایی باشد،بلکه از دیدگاه اشو زرتشت هر کس از مردمان جهان خردورزی پیشه کند(اندیشه روشن) و گفتار و پندار و کردارش نیک باشد شایسته رستگاری است حال از هر کیش و نژاد و زبانی که باشد...
یک نکته را هم فراموش نکنید، اگر این دولت هم چنین اجازه ای به ما بدهد و همکیشان من هم موافقت کنند و ما کسانی را به این دین در بیاوریم چه خواهد شد؟مطمئن باشید اولین اتفاق شلعه ور شدن اختلافات درون خانواده هاست، خانواده هایی که اکثریت حاضر به درک و پذیرش چنین دوگانگی در خود نیستند(این نکته ای است که چند دهه قبل بوسیله یک تن از موبدان امتحان شده) بسیاری می گویند که آزموده را آزمودن خطاست،حقیقتا" باید بگویم دین بازی و دین سازی دیگر بس است،بجای آنکه به اساس حقیقت فکر کنیم،عادت کرده ایم اپتدا حقیقت را قربانی کنیم! واقعیت این است که این موج احساسی بلند شده که بنوعی شما در این لحظه پرسشگر آن هستید نتیجه یک فراز و فرود تاریخی و روندی سیاسی است،مشکل ما به مفهوم دین،وجدان بیدار انسانی است نه مرام های ظاهری،تاریخی و باستانی، آنگاه می توانیم زرتشتی باشیم که در فرای هر نژاد و ملیتی که داریم، تنها به پیام راستین آن پاکمرد برسیم و آن را درک کنیم و در زندگانی به کار ببریم این چنین است که ما زرتشتی راستین خواهیم شد...
منبع: جزوه پاسخ به پرسشهای دینی،کنکاش موبدان