تبليغاتX
.:: اشو زرتشت پیام آور اهورامزدا ::.
لهراسپ حكومت را به گشتاسپ داد و از تخت به زير آمد. به آتشكده نوبهار كه سابقه اي كهن در يزدان پرستي داشت رفت. آتشكده نوبهار در آن زمان و قرن ها بعد نان محترم بود كه مردم گرد آن مي چرخيدند، چنانكه تازيان مكه را احترام مي كنند. او بدان خانه شد و خدا را ستايش ...كرد. جايي را براي عبادت خود برگزيد و كسي را در آن مكان را نداد؛ جامه ايي خشن بر تن كرد از بزرگي گذشت، موي سرش بر گردن و شانه اش ريخت، سي سال خدا را از دل و جان نيايش كرد، و بدين سان پرستيد بايد خداي. اي فرزند. آن زمان مردم ماه و خورشيد را مي پرستيدند، و لهراسپ نيز نيايش خورشيد مي كرد و از خداوند آمرزش مي خواست. چون گشتاسپ حاكم شد و بر تخت او نشست، تاج بر سر نهاد و گفت: شاهي يزدان پرست هستم و ايزد پاك اين تاج را بر سر من گذارده است تا مردم را به سوي او راهنما باشم و بدان را به راه راست رانده و به دين خداي درآورم. گشتاسپ دختر قيصر روم ناهيد را به همسري برگزيد. نامي فارسي بر او نهاد و به كتايون معروف شد. كتايون دو فرزند آورد. يكي اسفنديار و ديگري پشوتن، هر دو دلاور، پهلوان و شمشير زن. همه پادشاهان جهان به درگاه گشتاسپ آمدند و رياست او را گردن نهادند. گشتاسپ در هر مرز مرزباني نشاند تا از سرزمين هاي ديگر به مردم ايران زياني نرسد. تمام شاهان امر گشتاسپ را گردن نهادند مگر ارجاسپ كه پادشاه توران زمين بود. ارجاسپ كيش ديوها داشت و هيچ پندي بر او تأثير نمي كرد. در همان دوراني كه ارجاسپ آيين ديوان را گسترش مي داد در سرزمين گشتاسپ مردي پاك، دانا و دانشمند به جهان آمد كه آييني تازه آورد. هدف او از ميان بردن اهريمن و هر انديشه اهريمني بود. آن مرد بزرگ زرتشت نام داشت. بشاه جهان گفت پيغمبرم تو را سوي يزدان همي رهبرم آتشداني نزد گشتاسپ آورد و گفت اين آتش را از بهشت آورده ام، ايزد پاك فرمود كه اين را بپذير. اين گشتاسپ به آسمان و زمين نگاه كن آن را خداي تو بدون هيچ ياري ساخته است. چه كس مي تواند مانند آن را به وجود آورد. اگر مي داني كه ايزد توانا هستي را بدون كمك هيچ كس پديد آورده است، ورا خواند بايد جهان آفرين. اي گشتاسپ ديدن خدا را كه براي تو آورده ام بپذير واين آيين را به ديگران بياموز. در فرمايش آن نگاه كن هر چه خدا گفته است به كار بند، بياموز آيين و دين بهي كه بي دين نه خوب است شاهنشهي. گشتاسپ چون فرمان خدا را بشنيد دين زرتشت را پذيرفت. آن زمان لهراسپ در نوبهار بلخ مي زيست اما ديگر پير، نالان، بيمار و ناتوان بود. گشتاسپ دين يزدان پرستي را بر همه آشكار كرد و فرستاده هايي نزد سران كشورها فرستاد. دانايان و دانشمندان را به سوي خداي يگانه دعوت كرد. مردم دين نو را پذيرفتند و همه يكي پشت ديگري سوي شاه زمين آمدند و ببستند كس بدين آمدند و در پي آن ره بت پرستي پراكنده شد. گشتاسپ موبدان را به هر سرزمين فرستاد و او بود كه بر بالاي آتش زرتشت و جاي عبادت مردمان گنبد ساخت تا نشانه باشد. آتشكده اي كه زرتشت ساخت آتشي بدون دود بود و گويند شعله آن از هيزم و چوب نبود. زرتشت مردي را محافظ آن آتش كرد و خود او درخت سرودي را به نشان آنكه گشتاسپ دين خداوند يكتا را پذيرفته است، در كنار آن آتشكده بر زمين كاشت. سالياني دراز گذشت، آن سرو تناور شد، چنانكه دور او را با كمند نمي شد اندازه گرفت. گشتاسپ در كنار آن سرو خانه ساخت. با چهل رش بلندي و چهل رش پهنا كه اصلا در آن آب و گل به كار نبرد. ايوانش از زر پاك، زمينش همه از سيم و خاكش همه عنبر و دستور داد تا نقش جمشيد را بر يك سو و فريدون را با گرز گاوسار در سوي ديگر آنجا نقش كردند. هر بزرگي را در آنجا نام برد. چون بنا بپايان رسيد ديوارهايش را به گوهر گرفتند. گرد آن ديواري زرين ديواري از آهن كشيد و خود در آن اقامت كرد. آن سرو را سرو كشمر نام نهادند كه زرتشت گفته بود خداوند آن را از بهشت فرستاده است. آن سرو بود تا دوران خلافت عباسيان كه بريدنش داستاني طولاني دارد. زرتشت گفت: كنون جمله اين پند من بشنويد- پياده سوي سرو كشمر رويد. زرتشت همه مردم را به سوي آيين خداي يكتا دعوت كرد و گفت به يزدان كه هرگز نبيند بهشت- كسي كو ندارد ره زردهشت، سوي گنبد آذر آريد روي، به فرمان پيغمبر راستگوي. آن سرو را سرو بهشتي مي گفتند اگر چه در نوشته ها به سرو كشمر ياد شده، سروي تناور بود كه در گيتي مثل و مانند نداشت. در آن زمان گشتاسپ به شاه توران يعني ارجاسپ باج مي داد. روزي از روزها به دوران پيري زرتشت پيامبر ايرانيان، به گشتاسپ گفت در دين خدايي باج دادن به كسي كه خدا پرست نيست گناه است، در گذشته نيز هرگز ايرانيان به تركان باج نداده اند. گشتاسپ گفت: اي پيامبر از امروز ديگر به ارجاسپ باج نخواهيم داد
+ نگاشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389ساعت 14:18 توسط شاورهرام ایزد |