(درود کیوان عزیز. می خواستم نامه ی زیر را به یکی از وبلاگ های مخالف ایران باستان و دین بهی بفرستم که نشد (وبلاگ zartoshtway.blogfa.com). اگر شما صلاح دانستید و این نامه را برای هم میهنان و هم کیشان عزیز در وبلاگ قرار بدید سپاسگذار می شم.)
درود بر ایران زمین و ایرانی! درود بر اشو زردشت! درود بر بهدینان و درود بر عاشقان دین بهی!
هم میهنانم! هم کیشانم! بدانید که:
آنان که از خود هیچ ندارند برای بزرگ نمایاندن خود و باورهای خود ناچارند به ما به دین ما به بزرگان ما و به گذشته ی پرافتخار ما هجوم برند و بتازند! پاک کردن کارنامه و چهره ی زشت و پلیدی که از خودشان در درازای سده ها از خود برجای گذاشته اند آن چنان سخت و دشوار است که این دیوان و دروندان ناچارند نخست دیگران را خراب کنند و به زیر بکشند تا - شاید - بتوانند در سایه ی چنین کرداری جایی برای خود و باورهای خود در دل ها و اندیشه های جوینده باز کنند! چرا که این راه بس آسان تر از تبلیغ باورهای خودشان است!
بیایید دربرابر این ها صبر پیشه کنیم و راه آن ها را در پیش نگیریم که میوه ای جز دشمنی و کینه نخواهد داد و فراموش نکنیم که در همین موقعیت ها و در همین جاهاست که به بهترین شیوه می توانیم برتری خود را به "شنوندگان و خوانندگان و بینندگان" و داوران اینگونه مناظره ها (و به بیان خود اشو زردشت این "دانشجویان") بنمایانیم...
از یاد نبریم که سرورمان اشو زردشت پیش از هر چیز ما را به سوی "اندیشه ی نیک و گفتار نیک و کردار نیک" فرا می خواند.
پس بیاید در برابر این ها. دین و آیین ها و باورها و گذشته ی پرافتخارمان را آنگونه که شایسته است و آنگونه که خودمان می شناسیم به مردم بنمایانیم... اگر در برابر این تهمت ها و توهین ها از تهمت و توهین بهره جوییم نه تنها راه آنان را در پیش گرفته ایم بلکه هم اندیشه و هم گفتار و هم کردار نیک را نیز قربانی خشم خود کرده ایم! در این صورت آیا شایسته است که خود را بهدین بنامیم؟! آیا رواست که خود را پیرو اشوزردشت بدانیم؟! که خود را عاشق زردشت بدانیم؟!گمان می برید این مقابله و برخوردی که با ایران باستان و دین بهی و آیین های باستانیمان می کنند نشانه ی چیست؟!! آیا نشانه ی ترس... کینه...و ضعف...نیست؟؟!!
و چرا دین بهی و آیین های باستانی؟ چرا ایران باستان؟ چرا با دیگر دین ها با دیگر آیین ها اینگونه برخورد نمی کنند؟؟؟ چرا "ایران باستان" مورد هجوم این -انیرانی های ایرانی نما- قرار می گیرد؟؟؟ چون گرایش جوانان ایران زمین به سوی ایران باستان و به سوی سرورمان اشو زردشت افزایش شگفت انگیز و غیر قابل انکاری داشته است!
دوستان گرامی! هم میهنان گرامی! هم کیشان گرامی! :
شاد باشید! به مقابله برخواسته اند چون احساس ترس می کنند...
می ترسند و تهمت می زنند و توهین می کنند چون راه دیگری ندارند! از چه بگویند؟؟ از کدام بزرگی؟؟ از کدام افتخار؟؟ از کدام پیشینه؟؟
بیایید از خشم و پرخاشگری این ها بهره ببریم و درس بگیریم و البته فراموش نکنیم که داوری کار "شنوندگان و خوانندگان و بینندگان" (و همان "دانشجویان") است.
فراموش نمی کنیم که سرورمان اشو زردشت درباره ی پیام اهورایی خود فرمود:
" این سخنان برای آن کس که نیک آگاه است و با منش نیک آن ها را در می یابد - آشکار- است."
و همینطور فرمود:
" دانای روشن بین باید - دانشجو - را -بیاگاهاند- تا مبادا نادان کسی را بفریبد و گمراه کند و تو خود ای اهورامزدا! تو ما را آموزگار منش نیک باش."
و باز فرمود:
" آرمیتی هرکجا که اندیشه در -پرسش- و -دودلی- باشد هر کس را که از دل و منش خویش بانگ بر می آورد - خواه دروغ گفتار و خواه راست گفتار. خواه نادان و خواه دانا - راهنمایی خواهد کرد. "
پس بیایید در برابر این "دیوان" صبور باشیم و به جای مجادله و درگیری در بحث های بیهوده و بی ارزش آگاهی آن "دانشجو" را بیافزاییم و مزدا را تنها آموزگار خود و تنها آموزگار "دانشجو" بدانیم و از یاد نبریم که خود هم "دانشجو"ی او هستیم و باور داشته باشیم که هر کس هرگاه از ته دل به دنبال این دانش باشد از سوی همان آموزگار بزرگ و سرور دانایان به راه خود رهنمون خواهد شد.در پایان باز هم از بهدینان و از عاشقان دین بهی و عاشقان سرورمان اشو زردشت و عاشقان ایران زمین و تک تک هم میهنانم خواهش می کنم راه زشت و ناشایسته ی این انیرانی ها و این دیو صفتان که چیزی جز - تمسخر و توهین و تهمت به باورهای دیگران - نیست را در گسترش اندیشه ی "ایرانی" و اندیشه ی "زردشتی" در وبلاگ ها و سایت ها و گفت و گو های خود در پیش نگیرید که نه راه سرورمان.سرور دانایان.خدای یکتا -مزدا اهوره- است و نه راه سرورمان اشو زردشت.
اگر قصد برخورد داریم بیایید دست کم خشم خود را فرو خوریم و همین برخوردمان هم در سایه ی " اندیشه و گفتار و کردار نیک " باشد و باز هم اگر اینگونه نبودیم دست کم خود را نماینده ی دین بهی نخوانیم.
با سپاس...
و با امید پیروزی و بهروزی برای شما... برای ایرانی... و برای ایران زمین...
ایدون باد و ایدون تر باد
آریو ک. بختیاری
به روز اشی و ماه اردیبهشت سال 3746 بهدینی / 2567 پارسی
یسنا ۴۳ ، ۹
هنگامی که از هر طرف مرا اندیشه نیک احاطه کرده بود ، از من پرسید :
(( چه چیزی را می خواهی بشناسی ؟ ))
(( چه چیزی را می خواهی بدانی ؟ ))
در پاسخ گفتم : همانا بسوی آتش و زبانه های مقدس تست که نیایش من بالا می رود ...یسنا ۳۴ ، ۴
پروردگارا ! ما در جستجوی آتش توایم
آن شعله حقیقت نیرومند و پرتوان ،
که مایه شادی و روشنی برای آنهایی است که آنها را تکریم ،
و مایه کیفر و رنج برای کسانی است که بدان اهانت می کنند .گرامی باد گرامیداشت پدر ادبیات پارسی فردوسی :
(( مگرد هیچ گونه بگرد بدی به نیکی بیارای اگر بخردی ))
(( بد و نیک ماند ز ما یادگار تو تخم بدی تا توانی مکار ))
فردوسی بزرگ
همزمان با دهم ارديبهشت، روز ملي خليج فارس، دومين جشنواره پوستر خليج هميشه فارس، توسط مراکز فرهنگي هنري مترو ، وابسته به سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران بازگشایی شد .
در اين جشنواره که فراخوان و دريافت آثار آن از اسفندماه سال گذشته آغاز شده بود بيش از پانصد اثر از سراسر کشور به دبيرخانه جشنواره ارسال شد و آثار راه يافته به جشنواره از دهم ارديبهشت ماه بصورت همزمان در محلهاي زير به نمايش درمي آيد :
۱- ميدان رسالت ، خيابان شهيد مدني ، ايستگاه مترو گلبرگ ، نگارخانه گلبرگ
۲- پاسداران ، خيابان گل نبي ، خيابان شهيد ناطق نوري ، ميدان قبا ، فرهنگسراي پايداري ، گذر پايداري
۳- ميدان هفت تير ، ايستگاه مترو ، خانه فرهنگ مترو هفت تير
گفتني است انتخاب آثار و داوري اين جشنواره را آقايان قباد شيوا ، مصطفي اسدالهي ، فرزاد اديبي و محمد اردلاني برعهده داشتند .
مراسم افتتاحيه اين جشنواره با حضور اساتيد ، هنرمندان گرافيک و اصحاب رسانه امروز، سه شنبه دهم ارديبهشت ماه از ساعت ۱۶ درمحل نگارخانه گلبرگ ، واقع در ايستگاه مترو گلبرگ برگزار مي شود .
لازم به ذکر است که اين نمايشگاه تا بيست و پنجم ارديبهشت ماه ادامه دارد .روابط عمومی گروه هنر انجمن فرهنگی ایران زمین (افــــراز)
ای اهـورا مـزدا ، بشود در زمره کسانی باشیم که جهان را ، به سوی آبادانی و پیشرفت و مردم را به سوی رسایی و خوشبختی رهنمون می سازند .
اهنود گات – یسنا هات 30 بند 9
در بندهش بزرگ ، فرایند هستی یافتن جهان هنرمندانه و به گونه ای زیبـا توصیف میشود که آفریدگاربزرگ اهـورا مـزدا سر آغاز آفرینش خود را مینـو قرار داد تا جایـگاه فـروزه های نیـکـش یعنی امشاسپندان باشد . با آفرینش مینـو راز هستی شکل گرفت و اهـورا مـزدا برای آفرینش گیتی در ابتدا به آن شکل مینـوی داد و به آفرینش گیتی مینوی پرداخت و سپس به این گیتی مینوی که پس زمینه جهان مادی بود هستی گیتی ای بخشید و بدین گونه گیتی را آفرید و آنرا جایگاه زندگی در اوج آزادی و انتخاب وهمچنین تلاش پیوسته انسـان برای شرکت جستن در نبردنهایی و پیروزی بر دروغ و پلیدی قرار داد .
گیتی مینوی را که پس زمینه و سرآغاز آفرینش گیتی بوده را جایگاه روان انسـان در گذار از جهان مادی به سوی مینـوی اهـورائی قرار داد و ارتباط تنگاتنگی مابین گیتی گیتی ای و گیتی مینوی برقرار کرد ( برخی از انسانها و روان درگذشتگان در شرایط خاص توانایی گذشتن و بازگشتن از مرزهای این دو محیط را دارا میباشند برای نمونه میتوان به داستان سفر موبد ارداویراف اشاره کرد .) اهـورا مـزدا گیتی مینوی را جایگاه درنگ و بازگشتن روان برای تکامل و رسیدن به اشویی تا زمان دل کندن از دلبستگیهای انسانی و آمادگی برای ورود به جایگاه پر فروغ اهورائی ( انارام ، انغر روشنگاه خدا ) وهمپرسگی با اهـورا مـزدا در روز واپسین قرار داد .
انسان اندیشمند و آگاه باید با درک حقیقت راستین ، هدف بزرگ خود را رسیدن به مینوی اهورائی قرار داده وبرای رسیدن به فروزه های پاک اهـورائی تلاش کند تا در روز واپسین لیاقت همپرسگی با اهـورا مـزدا را دارا باشد و به آفریدگار خویش بپیوندد .