براستی سوشیانت ها و رهانندگان گیتی ، از دانش و بینش برخوردار بوده ، وظیفه خود را با الهام از منش پاک انجام خواهند داد . آنها کردارشان از راستی و پاکی سرچشمه گرفته با آموزشهای تو ای مزدا هماهنگی دارد . آنها بدرستی از بین برندگان خشم و نفرت و پدید آورندگان مهر و آشتی می باشند .
سپنتمد گات هات ۴۸ - بند ۱۲
پس در این بخش از گاتها می بینیم که رهانندگان زمین که اگر آنها را انسان فرض کنیم ، یک نفر نبوده و در این تفکر چندین نفر هستند و منش پاک ، راستی و پاکی از ویژگی آنهاست و از همه مهمتر از بین برندگان خشم و نفرت هستند نه اینکه با خشم و جنگ و کشتار بخوان دنیا رو به ثبات و پاکی برسانند و پدید آورندگان مهر و آشتی هستند .
چند روز دیگه میگن نیمه شعبان و میلاد با سعادت به قول شیعیان مهدی موعود و این در حالیست که در افکار تعداد زیادی از افراد پست مدرن امروزی این قضیه غیبت غیر موجه ایشان اصلا قابل قبول نیست !!!
وقتی از کودکی در باره اون غیبتهای صغری و کبری این امام شیعیان می شنیدم ، همیشه برام جالب بود که چرا تو دینهایی مثل یهودیت و مسیحیت و اسلام ( اونم از نوع شیعه ) همیشه از کارهای عجیب و غریب برای یکتاپرستی استفاده شده ؟!!! یعنی این خدای یگانه ای که اونها به اون اشاره می کنند اینقدر وامانده که در مقابل بنده خویش مجبور شده به کارهای اعجاب انگیز دست بزنه ؟
مگه میشه خدایی که تو قرآن کریم به اون بعنوان عالم بر همه چیز و قادر بر همه چیز اشاره شده ، تو کارهای خودش اشتباه کنه و اونوقت بیاد با کمک فردی که هیچ تفاوتی با دیگران ( به قول خود پیامبران ) ندارند ، به راهنمایی آدمها بپردازه ؟
یکی از دریا رد میشه آخرش قومش تو دنیا هنوز سرگردون میشن ، یکی مرده زنده میکنه و بعد با اون وضع ناجور به قتل می رسه و آخری هم به قول خودشون ماه و نصف میکنه و بعدش اینجوری صد فرقه از دینش در می آرن که به خون هم تشنه هستند .
پس تکلیف مهر و محبت چی میشه ؟ پس منطق کجای این قضیه جای میگیره ؟ من خودم پیرو مکتب زرتشت هستم ، البته نه پیرو زرتشتیها بلکه پیرو آموزشهای زرتشت و با این قضیه که یه روزی یه انسان از جنس من و شما بخواد بیاد بعد تا زانوش از خون کافرانی که می خواد بکشتشون پر بشه ، خدا را پیش چشم من آفریننده وحشی گری جلوه میده نه اون خدایی که وقتی بهش فکر می کنم دلم آروم میشه و آرامش رو واقعا احساس می کنم .می خوام بدون هیچ گونه تعصب بیجا به این پست نظر بدید ( لطفا ) ، شاید من اشتباه می کنم و خدا همون خدای اون آدمهایی هست که بالا توضیح دادم باشه البته من بعید می دونم این دنیا اینقدر بی اهمیت باشه که اونا بهش دم میزنند ؟!!!
اگر اروپا در سده 15 ميلادی، در برابر کورگرايی و اختناق کليسای مسيحيت، ريشه و بن خودرا در فرهنگ يونان باستان و روم جستجو کرد و ا نقلاب رنسانس (رستاخيز) را براه انداخت و بدوران روشنگرايی رسيد، ايران و کشورهای آسيای ميانه با داشتن يکی از درخشانترين فرهنگهای باستانی تاکنون نتوانسته اند رستاخيز نوسازی در فرهنگ و جهان بينی و زندگی مردمان خود بوجود بياورند. ما به اين باوريم که برای براه انداختن اين چنين رستاخيزی چاره ديگری نيست جز اينکه همانند اروپا به دل تاريخ خود برويم و ارزشهای فرهنگی ، نمادين و انسانگرايی آنرا که در زير خروارها خاکستر تاريخ مدفون شده اند بيرون بکشيم، آنها را از گرد و خاک زمانه پاک کرده و به سده 21 بياوريم و هويت و فرهنگ خود را باز سازی کنيم. تا زمانی که اين نوسازی هويتی و فرهنگی انجام نگيرد بيچارگی فرهنگی پا بر جا خواهد ماند وزمينه را برای هر گونه کورگرايی و پسماندگی فردی و اجتماعی آماده خواهد کرد.
يک برسی ساده در ساختار فرهنگی کشورهای نامبرده نشان ميدهد که جهان بينی زرتشت که مدت 1300 سال با شکلهای گوناگون اين بخش از جهان را زير پوشش خود گرفته بود هنوز در دل مرمان اين سرزمينها زنده است و آتش آن سوسو ميزند. اگر در سده هفت ميلادی با يورش عربهای مسلمان به ايران فرهنگ ايرانی در هم شکست و جهان بينی زرتشت که هنوز کمی از آن پا بر جا مانده بود به دست فراموشی سپرده شد، در اروپا هيچگاه پژوهش و علاقه در باره انديشه زرتشت کم نشد.
امروز هزاران کتاب و نوشتار پژوهشی و علمی در باره جهان بينی زرتشت در دست است که ما ميتوانيم از آنها در راه نوسازی يا رستاخيز فرهنگی بهره بگيريم.
« کانون برای آموزش جهان بينی زرتشت» برای زنده کردن و شناساندن اين فرهنگ به ايرانيان، به ملتهای آسيای ميانه و به جهانیان و بوجود آوردن همبستگی ميان آنها از تمام ابزارهای موجود – برنامه های هنری، گنگره ها و سخنرانی، ميز گرد، شبهای شعر و چکامه سرايی، تاتر و دها برنامه گوناگون آموزشی و سرگرم کننده استفاده خواهد کرد.
بر خلاف کشورهای زادگاه زرتشت (ايران، افغانستان و تاجيکستان) در اروپا دست کم دويست سال است که آموزش و پژوهش در باره انديشه و جهان بينی زرتشت به گونه علمی آغاز شده و ا مروز در دانشگاها بخش جا افتاده ايست. هدف اروپاييان از اين آموزش و پژوهش پی بردن به ريشه و بن زبانی، فلسفی، فرهنگی و هستی شناسی خود ميباشد.اگر بيش از سه هزار سال است که نام زرتشت بعنوان يک نام مقدس وارد ضمير ناخودآگاه ايرانيان و مردمان آسيای ميانه شده، همين نام بيش از دو هزار و پانصد سال است که بعنوان « بالاترين نماد دانش» وارد ضمير ناخودآگاه اروپاييان گرديده.
روشن است که بدون کمک يک به يک شما و بسيج همگانی در اين راه هيچکاری پيش نخواهد رفت.
(1)بدی در اندیشه: بی ایمانی و عدم توکل به پروردگار _ تکبر _ حرص _ دشمنی _ بدخواهی _ حق نشناسی _ بد چشمی _ سوء نیت _ خشم _ حسد _ بیماری _ بی بندوباری_ بی رحمی _ جنگ جویی _ ستیزه خویی _ خساست _ جهالت _ تعصب _ موهوم پرستی _ وسواس _ انتقام جویی _ شکاکی _ نادانی و غیره(2)بدی در گفتار: دروغ _ ناسپاسی _ شهادت دروغ _ کفر گویی _ قسم دروغ _فحاشی _ زورگویی _ نفرین گویی _ گفتار فریب امیز _ ناحق گویی _ دروغ داوری _ بد زبانی _ نسنجیده گویی و غیره
(3)بدی در کردار : نا فرمانی از خدا و پیامبر _ تنبلی و بی کاری _ دزدی _ بی عفتی _ ستمگری _ خیانت در امانت _ ارتکاب منهیات _ حرام خواری _ انتقام جویی _ بد داوری _ ادم کشی _ حیله گری _ تقلید کور کورانه _ اطاعت از ظالم و گناهکار _ پیروی از عادات زشت _ بی هنری _ زیانکاری _ بت پرستی و شرک وغیره
(4)بدیهای جسمانی:ناپاکی _ درد و مرض _ هوا هوس _ ترک دنیا و انزوا _ خود کشی و خود ازاری و غیره
(5)بدیهای عقلانی:نادانی _ تعصب _ انحراف _ بی علمی _ بی هنری _ بی خردی و غیره
(6)بدی های روانی: انتقام جویی _ عقده داری _ دیوانگی _ جنون _ استعمال الکل و افیون و غیره
(7)بدیهای انفرادی: افراط و تفریط کاری _ پیروی از هوا و هوس _ لهو و لعب _ عیاشی _ حرام خواری _ گدایی ودزدی و غیره
(8)بدیهای اجتماعی:گرانفروشی _ احتکار _ کم فروشی _ جنگ _ تعصب دینی _ ستم وسلطه گری _ جنگ طلبی _ تذویر و غیره
(9)آفات و جبر طبیعت: خشکسالی _ زلزله _ اتش فشان _ بیماری ها و افات نباتی و حیوانی _ طوفان _ جنگ و خون ریزی و غیره
(10)خیر بی موقع ونابجا:باران بی موقع _ گرما و سرمای بی موقع _ زندگانی مجلل در اسودگی بدون اندیشیدن به فقرا _ فقر زیاد و غیره
(11)در گذشته بد تصور میشد اما بعدا" خوب گردید: زنبور عسل و کرم ابریشم و بعضی از قارچهای مفید و غیره
(12)در گذشته نیک بود اما حال بد گشته : بت پرستی و شرک و قربانی انسان
(13)افراط و تفریط در کارها: تن پروری پر خوری و شهوت رانی _ ورزش وتقوای زیاد و غرور و خودخواهی و غیره
(14) سایه یا نفی نیکی : تاریکی نفی روشنایی _ جهالت عدم علم _ مرگ نفی زندگانی ( اینها در اصل موجود نیستند ولی نفی با عدم سایه چیزهای موجود هستند ) و غیره
(15)بعضی از اداب و رسوم ملی و دینی که در یک زمان یا مکان معینی نیک بوده و در جای دیگر بد شمرده میشود مثل نوع خوراک حلال یا حرام و پوشاک و نوع زیستن اقوام و ملل گوناگون
پس بد مطلق نباشد در جهان بد به نسبت باشد این را هم بدان
(( ... فروهر زرتشت سپنتـــمان پـــاک را می ستـــاییم. نخستین کسی که نیک اندیشید. نخستین کسی که نیک سخن گفت. نخـستین کسی که نیکی را بجا آورد.
نخستین اتربان ، نخستین رزم آزمـــا ، نخستین کشـــاورز جهان پرور ، نخستین کسی که بیاموخت و نخستین کسی کــه بیاموزانید. نخستین کسی که از برای خود بپذیرفت ، نخستین کسی که بیـــاموخت پرورش زمین را ، راستی را ، کلام مقدس را و اطاعت از کلام مقدس را ، و سلطنت روحانی را و همه چیزهای نیک مزدا آفریده را که منسوب به راستی است. ))
سپاس از دوستانی که با بحث و گفتگو در پست های این تارنامه پندارهای نیک برجای میگذارند و از هر گژی و زشتی در کلام دوری می گزینند .
خدای بزرگ دانا٬ پروردگار هستی بخش٬ اهورامزدا را بايد با ديدی عاشقانه و عارفانه نگريست نه با نگاهی تنگ نظرانه ی انديشه هايی که معتقدند خدا تمام کائنات و زمين و خورشيد و تعدادی ستاره را در شش هزار سال پيش آفريده بلکه او گرداننده نظامی اشايی سرسام آوری است که ميلياردها کهکشان را با ميلياردها خورشيد آنها از ميلياردها سال پيش در گردش دارد. اين خدا نه آن خدايی است که جايی در آسمان بر تخت خود بر دوش چند مَلِک مقرب نشسته باشد و آن خدايی که آدميان زمين را به شکل شخص خود ساخته و پرداخته باشد و نه آن خدايی است که هر چند يک بار از کار خود پشيمان می شود يا گفته ی خود را پس می گيرد برای آنکه گفته ی بهتری را در جای آن بگذارد!!
پروردگار اهورامزدا نه قومی برگزيده دارد و نه با زبان های خاص برای کسانی وحی می فرستد و نه گروهی از آفريدگان خويش را مامور کشتار گروهی ديگر می کند و نه خودش شبانه چند هزار نفر از بندگانش (فرزندان مصريان) را از میان می برد و نه بابت خطايی که خودش برای اين بندگان خواسته است آنها را به آتش و مار و عقرب جهانی ديگر روانه می کند. او کوهی به نام کائنات را برای ذره ای به نام زمين ما نيافريده بلکه او جوهر راستی و سرمنشاء حقيقت و نيکی است. او مبداء نور و آغاز و پايان اين نظام هدفمند اشايی است. او برتر و پاک تر از آن است که ما وی را درگير مسائل فرومايه زندگی چند انسان گمراه بکنيم. او اهوراست و حقيقت راستی.در اینجا اعلام می دارم تارنامه اشو زرتشت به هیچ دینی از جمله اسلام حمله نکرده و نمی کند و تنها با گسترش خرافات های دینی ، حتی در دین زرتشت مبارزه می کند و تنها قصدش آگاهیست .
با سپاس فراوان از فرید عزیزم