تبليغاتX
.:: اشو زرتشت پیام آور اهورامزدا ::.

نکو بشنو این قصه ارجمند

ز گفتار ان موبد هوشمند

بیاورده از زند و وستا بدر

زگفتار دادار پیروزگر

نبشتم من این را بلفظ دری

 تا باشد اسان چو تو بنگری

چنین گفت زرتشت پاکیزه رای:

چو خواهی که باشد تو را دین درست

بهستی دادار بگرو نخست

ز انسان نخواهد بجز راستی

پسندش نیاید ره کاستی

...

 

برداشتی از تارنامه سرزمین پارسیان

+ نگاشته شده در سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 1:3 توسط شاورهرام ایزد |

((ميان ايران و توران سالها جنگ وستيز بود در نبرد ميان افراسياب و منوچهر شاه ايران سپاه ايران شکست سختی می خورد اين واقعه در روز اول تير اتفاق می افتد و در گذشته اين روز برای ايرانيان عزای ملی بود و جالب است بدانيد هنوزم ديدار از خانواده های عزادار در اين روز ميان زرتشتيان رايج است سپاه ايران در مازندران به تنگنا می افتد سر انجام دو سوی نبرد به سازش در آمدند و برای آنکه مرز دو کشور مشخص شود و ستيز از ميان بر خيزد پذيرفتند از مازندران تيری به جانب خاور پرتاب کنند هر جا تير فرو آمد همان جا مرز دو کشور باشد و هيچ يک از دو کشور از آن فراتر نروند تا در اين گفتگو بودند فرشته زمين اسفنديارمذ پديدار شد و فرمان داد تير و کمان آوردند. آرش در ميان ايرانيان بزرگترين کماندار بود و به نيروی بی مانندش تير را دورتر از همه پرتاب می کرد .
 فرشته زمين به آرش گفت تا کمان بردارد و تيری به جانب خاور پرتاب کند.آرش دانست که پهنای کشور ايران به نيروی بازو و پرش تير او بسته است و بايد توش و توان خود را در اين را بگذارد.او خود را آماده کرد برهنه شد و بدن خود را به شاه و سپاهيان نمود و گفت ببينيد من تن درستم و گژی در وجودم نيست ولی می دانم چون تير را از کمان رها کنم همه نيرويم با تير از بدن بيرون خواهد آمد. آن گاه آرش تير و کمان را برداشت و بر بلندای کوه دماوند بر آمد و به نيروی خداداد تير را رها کردو خود بی جان بر زمين افتاد(درود بر روان پاکش).هرمز خدای بزرگ به فرشته باد فرمان داد تا تير را نگهبان باشد و از آسيب نگه دارد . تير از بامداد تا نيمروز در آسمان می رفت و از کوه و در و دشت می گذشت تا در کنار رود جيهون بر تنه درخت گردويی که بزرگتر از آن در گيتی نبود ؛نشست .آن جا را مرز ايران و توران جای دادند و هر سال به ياد آن جشن  گرفتند .جشن تيرگان در ميان ايرانيان از اين زمان پديدآمد.))

+ نگاشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384ساعت 16:30 توسط شاورهرام ایزد |

 پيروزي تيم ملي ايران عزيز و افتخار آفريني شيران خورشيد نماي ايرانمان مبارک باد
 پيروزي تيم ملي ايران عزيز و افتخار آفريني شيران خورشيد نماي ايرانمان مبارک باد
 پيروزي تيم ملي ايران عزيز و افتخار آفريني شيران خورشيد نماي ايرانمان مبارک باد

               کودکان هم در شادی سهیم

عکس از : http://radepa.blogfa.com

+ نگاشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد 1384ساعت 21:6 توسط شاورهرام ایزد |

بارور شدن مطالب این سایت کمک و همیاری شما را می طلبد با پندارهای نیکتان مرا در این راه یاری نمایید .

عکسی از سایت نشریه حضرت زرتشت در خورداد 3743

سایت نشریه الکترونیک حضرت زرتشت


 

+ نگاشته شده در یکشنبه پانزدهم خرداد 1384ساعت 16:27 توسط شاورهرام ایزد |

مشی و مشیانه نخستین جفت بشر در فرهنگ اساطیری ایران باستان هستند و روایت تولد این دو به این شکل است که هنگامی که كیومرث۱ را گاه مرگ و تسلیم کردن جان به جان آفرین فرا رسید، بر پهلوی چپ خویش بر زمین افتاد و در واپسین دم حیات، نطفه زنده و بالنده اش که سرخ گون بود بر زمین ریخت، و چون بر آن پرتوهای پاک و تابناک مهرشید بتابید، آن را شفاف و پاکیزه گردانید و باروری بخشید. پس از چهل سال، از این نطفه، دو گیاه بر دمیدند که در آغاز چنان به هم پیچیده و درهم تنیده بودند که بازوانشان از پشت به شانه هایشان آویخته بود و پیکرهایشان به هم چسبیده بود. سپس آن دو ، سیمای بشری یافتند و روح انسانی در کالبد گیاهی شان دمیده شد و مشی و مشیانه نام گرفتند . اهورامزدا آنان را بدرود گفت و به پارسایی و نژادگی فراخواند و آن دو موجود مطهر و تبرک یافته از دم ایزدی ، گام بر زمین نهاند و نخستین سرود خویش را در ستایش او  سردادند.
برخی از پژوهشگران این گیاه ریباس را که مشی و مشیانه از آن به وجود آمدند، از جنس و رده گیاهی دانسته اند که امروزه مهرگیاه نامیده می شود.

                                            ************
پاورقی :
۱ - کیومرث :
«شهرستاني» در «الملل و النحل» قبل از ورود به تشريح «زروانيه» از «گيومرثيه» ياد كرده است كه بي شك همه انديشه هاي قديم پارسي(ميترائيسم گيومرثيه- زروانيه) بعدها در آئين زردشت به نحوي جاي گرفت و بگفته اي زردشت توانست با استفاده از تمامي گذشتگان با اجتهاد نوين، انديشه‌اي فراخور عصر خويش پديد آورد.
«گي مارتن»Gaya Maretan (فناناپذير) كه به پارسي امروز «گيومرث» و به عربي «كيومرث» يا «جيومرث» تلفظ ميشود، نخستين انسان (آدم انديشه پارسيان) بوده است. او نخستين كسي است كه منش و آموزش اهورامزدا را دريافت و اهورامزدا، نژاد آريائيان و سرزمينهاي آريا را پديد آورد و در  روز رستاخيز استخوانهاي او از همه زودتر بپا خواهد خواست.
«شهرستاني» در مورد آئين گيومرثيه مي نويسد:
« يزدان درنفس خويش فكر كرد كه اگر مرا منازعي بودي چگونه توانسته بود؟ و اين فكر ردي بود… مناسب «طبيعت نور» نبود. از اين فكر «تاريكي» حاصل گشت و آنرا اهرمن نام كردند و او مطبوع بود. برشر، فتنه، فساد، ضرر، اضرار و «اهرمن» كه عبارت از ظلمت است بر نور خروج كرد و عاصي شد و تمرد ورزيد و ميان لشگر نور و ظلمت كارزار قائم شد و فرشتگان درميان آمدند و صلح كردند بر انكه «عالم سفلي» (دنيا) را «اهرمن» باشد هفتهزار سال و بعد از هفتهزار سال عالم به نور تعلق داشته باشد و طايفه‌اي كه دردنيا بودند، بيشتر از زمان صلح ايشان را هلاك ساختند بعد از مردي آغاز كردند كه اورا كيومرث گفتند و حيواني كه آنرا نور گفتند، پس كشت آنها را و از جائيكه سرآن مرد افتاد  ريباسي برآمد و از آن ريباس مردي متولد شد كه او را «ميشه» . زني كه آنرا «ميشانه» گفتندي و اصل پيدايش و تناسل آدميان او بود و از جاي آن گاو، چهارپايان و ديگر حيوانات پديد آمد و زعم ايشان آن است كه «نور» آدمي را اختيارداد.
در اينجا هم شباهت به افسانه قرآني مي يابيم: شيطان كه از آتش است آدم را تشويق مي كند كه از درخت ممنوعه كه جاودان ساز است تناول كند! كه در اينجا   اختيار است از «نور» براي «گيومرثيه» و «گيومرثيان»  اختيار كردند پوشيدن جسد و جنگ با اهرمن به اين شرط كه «مرايشان» را «نصرت» باشد از طرف نور و پيروزي بر سپاه اهرمن و فرجام نيك و هنگام پيروزي بر اهريمن و هلاك لشكريانش قيامت برپا ميشود. پس از «سبب امتزاج» است و اين «سيب خلاص».

+ نگاشته شده در یکشنبه پانزدهم خرداد 1384ساعت 1:31 توسط شاورهرام ایزد |

غالبا" در طي يشت ها (1) از كوه هرا ذكري شده است، كوه مذكور نيز هرائيتي ته شده است. در تزجمه پهلوي هربرز و در فارسي البرز گوئيم. هر چند كه امروزه كان البرز بر همگان معلوم مي باشد ولي در ادبيات مزديسنا تعيين اين كوه خالي از اشكال نيست.

در زامياديشت فقره 1 آمده است كه كوه هرا تمام ممالك شرقي و غربي را احاطه كرده است و آن نخستين و شريف ترين كوه محسوب شده است.

در رشن يشت فقره 25 مي خوانيم كه ستارگان و ماه و خورشيد دور قله آن كه تئره Taera  باشد دور مي زنند.

در مهريشت فقره 13 مذكور است كه مهر فرشته فروغ ، نخستين ايزد مينوي است كه پيش از برآدن خورشيد از كوه هرا به سراسر ممالك آسيايي مي تابد. پس مي توان نتيجه گرفت كه بايستي كوه در طرف مشرق باشد. همچنين در مهريشت فقره 50 آمده است كه بارگاه مهر در بالاي كوه هرا واقع است در آنجائيكه نه شب است و نه ظلمت، نه باد گرم مي وزد و نه باد باد سرد، از ناخوشي ها بري و از آلايش و ناپاكي اهريمني عاري است ، مه و بخار از آنجا متصاعد نشود.

بندهشن مفصل تر از اين كوه صحبت داشته ، در فصل 12 گويد كه در مدت 18 سال كوهها نمو نمودند ، اما البرز 800 سال به درجه كمال درآمد. در مدت 200 سال به كره ستارگان رسيد، درمدت 200 سال به فلك ماه رسيد، در 200 سال بعد به فلك خورشيد رسيد و در 200 سال ديگر به چرخ فروغ بي پايان (انيران) رسيد و 2244 كوههاي ديگر روي زمين از البرز منشعب شده است.

با توجه به موارد گفته شده ، كوه هرا را بايد يك كوه معنوي و مذهبي تصور نمود.

(1)   يشت ها يكي از پنج قسمت اوستا است كه پس از گاتا ها (گاتاها كتاب أسماني و سرودهاي اشوزرتست مي باشد) و هفتن يشت ، قديمي ترين بخش اوستا بوده و به معناي ستايش مي باشد. اين بخش تمام به زبان شعر است و پراست از استعاره و بزرگنمايي و ستايشهاي بسيار قلو گونه ، همچنين خصوصيات شعرهاي حماسي و عاشقانه هم در أن ديده مي شود.

+ نگاشته شده در پنجشنبه پنجم خرداد 1384ساعت 18:26 توسط شاورهرام ایزد |

روز خورداد ششمین روز ماه خورداد / ۴ خورداد خورشیدی

واژه خورداد در اوستا ( هه اروتانه ) آمده است و نام یکی از امشاسپندان۱ است که رسایی و کمال معنی می دهد . نیاکان ما در این روز به سر چشمه ها یا کنار رودها و ساحل دریاها می رفتند و پس از ستایش اهورا مزدا روز را با شادی و سرور با خانواده می گذرانند .

۱ - به معنی پاکان بی مرگ ( در اوستا درجه این امشاسپندان خیلی بالا قرار گرفته ، نسبت خدای متعال به منزله پادشاه و اینان به مرتبه امنا و وزراء و اجرا کنندگان اوامر الهی هستند . )

+ نگاشته شده در سه شنبه سوم خرداد 1384ساعت 12:45 توسط شاورهرام ایزد |